دائرةالمعارف امریکانا ، قدیمترین دائرة المعارف انگلیسی زبان جهان به شمار می
رود و طبعا به لحاظ این قدمت از اعتبار و اشتهار ویژه ای در میان دائرةالمعارفهای
عمومی جهان برخوردار است .
با مراجعه به مدخل (( باب گرائی Babism)) دراین دائرةالمعارف (ویرایش 1998) به
روشنی می بینیم که به رغم سیره (یا ادعای ) معمول دائرة المعارف های رسمی
جهان مبنی بر عدم جانبداری و حفظ بی طرفی در نگارش مدخلها ، مدخل مربوط به
مسلک بابیت به نحوی محسوس ((جانبدارانه )) نوشته شده و چهره سران و فعالان
اولیه این مسلک استعماری ، به گونه ای رندانه چنان شهید نمایی شده که حس
ترحم و دلسوزی خواننده را نسبت به این مسلک و سران آن برمی انگیزد ، و جالب
است که جهت گیری مقاله ، به طور حساب شده ، به سود بهائیت و به زیان رقیب
بابی آنها (ازلیها ) تنظیم شده است . د رقسمتهایی از مدخل باب گرایی چنین می
خوانیم :
((باب گرایی )) به عنوان تعالیم یک فرقه مذهبی است که توسط ((میرزا علی محمد
شیرازی )) موسوم به ((باب )) در ایران بنیاد نهاده شد . اوبراساس کشفی که
در 23 ماه می 1844 تجربه کرد ، معتقد شد که همان امام منتظری است که
شیعیان به عنوان منادی ظهور اراده الهی ،مدتها د رانتظارش بوده اند ...
طی مدت کوتاهی (1844-1850) که باب عهده دار پیشه روحانیت بود ، بیش از 20
هزار نفر از پیروانش در ایران به قتل رسیدند . دوتن از شاهان سلسله قاجاریه و
وزرای اعظمشان ، که از حمایت کل سلسله مراتب روحانیت شیعه برخوردار
بودند ، تلاش می کردند که وحی جدید را ازبین ببرند و این تلاشها درنهایت ، با
اعدام باب در میدان عمومی شهر تبریز به نتیجه رسید . باب اندکی پس از اعلام
رسالتش ، 18 نفر را به عنوان نخستین حواریان خود برگزید و به آنها لقب ((حرف
حی )) بخشید . باب (با استفاده از تعابیر عیسی خطاب به حواریان ) به هر
کدام از ایشان وظیفه معینی محول کرد و آنها را در سطحی گسترده ،به استانهای
ایران فرستاد تا به معرفی آیین جدید بپردازد . با معلوم شدن تمامی ابعاد آیین
بابی ، هیچ کدام از ایشان از شکنجه های دیوانه وار در امان نماندند؟؟؟
شهادت باب برخلاف انتظار ، این جوشش جدید از تقدیس و اعتقاد دینی را
خاتمه بخشید .
تعداد اندکی از پیروان باب ، که با انتساب به رهبرشان صبح ازل ،به ازلیه موسوم
اند ، سعی کردند که جنبش بابی را تدام بخشند ، اما بیشتر افرادی که سرشار
از تعالیم باب شده بودند و اشاره اورا به ((کسی که خدا او را ظاهر خواهد
ساخت )) فهمیده بودند بهاءالله را ، یک حواری وفادار باب بود ، به عنوان همان
مظهر [که خدا اورا ظاهر می کند ] دانستند . در سال 1863 که دوره 19 ساله
تبلیغ تعالیم توسط باب رو به پایان گذاشته بود ، بهاءالله رسالت خویش را اعلام
کرد و از آنزمان به بعد ، پیروان او به ((بهائیه)) موسوم گشتند . بهائیه با استنتاج
عقیده خود از اظهارات باب ، عهد وپیمان الهی با بشر را قبول دارند و بر وحدت
نوع بشر تاکید میورزند . انها برحذف همه اشکال تعصب و خرافه اصرار دارند ....
امروزه درخشش گنبد طلائی مرقد باب از دامنه ای مونت کارمل [واقع در
نزدیکی عکای اسرائیل ] از دور دستها پیدا است و از آن به عنوان راهنمای
کشتی هایی که وارد بندر عکا می شوند استفاده می شود .(1)
در دانشنامه ایرانیکا که زیر نظر احسان یار شاطر (بهائی زاده ) تنظیم شده و
بخشهایی از آن (ازجمله :انقلاب مشروطیت ) اخیرا توسط انتشارات امیرکبیر به
فارسی ترجمه و نشر یافته پاره ای از مدخلهای مهم آن توسط عناصر شاخص
بهائی نظیر عباس امانت به نگارش درآمده است . در مقاله ((زمینه های فکری ))
مشروطیت ، نوشته عباس امانت ، تحت عنوان ((اولین مدافعان اصلاحات )) ، از
عباس افندی (پیشوای بهائیت ) نیز در کنار میرزا ملکم خان وسید جمال الدین
اسدآبادی و... یاد شده و با اشاره به آثار مکتوب آنان ، از عباس افندی و پدرش
حسینعلی بهاء ، چهره ای اصلاح طلب و هوادار دین و فرهیختگی !ترسیم شده
است .
1. برای ترجمه کل مقاله و نقد آن رجوع شود به : تصور شیعه در دائرة المعارف امریکانا ، چاپ موسسه شیعه شناسی ، زیر نظر محمود تقی زاده داوری ، قم 1381، ص109-111.