تبليغاتX
فرقه ضاله بهائی

 

نطفه بابیت و بهائیت ، از آغاز، با آرمان ((غارت و نابودی )) کسانی که به فرق

 

ضاله بی اعتقادند ریخته شده است و مسلمانان بویژه شیعیان (که باب و بهاء

 

 از محیط زندگی آنان ،سربرآورده اند) آماج بیشترین خصومت این فرقه قرار دارند .

 

 به گفته محمدعلی باب شیرازی ((گرفتن اموال کسانی که به این فرقه ایمان

 

ندارند واجب است ))(1) و نیز (( بر هر پادشاهی که در این فرقه به سلطنت

 

می رسد واجب است یک غیر مومن {بخوانید :غیر بابی } را بروی زمین زنده

 

نگذارد و همچنین این حکم  برای همه پیروان واجب است )) (2) همو در تفسیر

 

سوره یوسف فرمان می دهد ((تمام مشرکین را بکشید و زمین را ازایشان پاک

 

 نمایید )) . چنانکه حسینعلی بهاء ،پیشوای بهائیان ، نیز مدعی است (( همه

 

 شیعیان مشرک هستند )) (3) و به پیروانش دستور می دهد : ((آتش سوزان

 

باشید به دشمنان من و آب رحمت باشید به دوستان من )) (4) .

 

خصومت این فرقه با شیعیان ، زمانی به اوج خود میرسد که زمامداران بهائیت ،

 

 عقده های کهنه و متراکم خویش بر ضد علمای شیعه را بر صحیفه اوراق و الواح

 

می ریزند . الواح پیشوایان بهائیت (حسینعلی بهاء و عباس افندی ) علیه

 

چهره های برجسته روحانیت در عصر قاجار نظیر آیات عظام محمدحسن اصفهانی

 

 (صاحب جواهر ) (5) ، آقا نجفی اصفهانی (6) ، حاج شیخ فضل الله نوری و حاجی

 

میرزا حسن آقا مجهد تبریزی ثبت تاریخ است .(7) حسینعلی در لوحی خطاب به

 

مرحوم صاحب جواهر ، که امام خمینی وی را نماد فقاهنت شیعی می شمارد،

 

می نویسد (( شیخی را که به (محمد قبل از حسن ) موسوم است یاد کنید . وی

 

 از اعلم علمای عصر خود است .هنگامی که حق ظاهر شد او و امثال او اعراض

 

 کردند و کسانی که گندم و جو پاک می کردند به سوی خدا اقبال کردن ...ای

 

 گروه علما، به خدا پناه ببرید و خودتان را حجاب میان من و خلق من قرار ندهید

 

 ...ای گروه علما ، برحذر باشید که سبب اختلاف در اطراف شوید .چنانکه در

 

ابتدای امر{ یعنی ابتدای ظهور باب و بهاء } علت اعراض {مردم از آنها } شدید ))

 

 نیز می گوید ((بگو ای گروه علما ، آیا صدای قلم اعلای مرا نمی شنوید و این

 

خورشید تابان از افق ابهی را نمی بینید ؟ تا چه وقت بر بتهای هواهای خود

 

معتکف می باشید ؟ اوهام را رها کنید و روبه خدای مولای قدیم خود {مقصود

 

خود اوست !} بیاورید)) .(8)

 

فرزند وی عباس افندی نیز راجع به علمای ایران -  که پیدا است به علت تباهی

 

 نقشه ها و دسائس خویش ، سخت از دستشان کلافه بوده است – می نویسد

 

 ((اینها عالم نیستند ، زندیقند ...)) (9)

 

علت کینه و دشمنی بهائیت باروحانیت آگاه شیعه در اینستکه این بزرگواران با

 

افشاگریهای خود مانع گسترش عقایدباطل این فرقه بوده و هستند .

 

 

(1) : بیان فارسی ص 157        (2) : ماخذ پیشگفته ، ص 262       (3) : رحیق مختوم ،1/595،به

 نقل از حسینعلی بهاء         (4): ادعیه محبوب میرزا حسینعلی ،ص 196     (5) تاریخ جامع بهائیت (نوماسونی ، افراسیابی ، ص 512و 513)   (6) : حکم نافذ آقا نجفی ، دکتر موسی نجفی ، ص 165

-177 . بهاء در لوح مشهور خود ، لوح ابن الذئب ، آقا نجفی را (که پدر بر پدر ، مجتهد و صاحب رساله بوده است ) فرزند گرگ می خواند ! و ضمن وارد ساختن وقیح ترین توهینها و هتاکیها به وی ، از

 ((علمای ایران )) نیز به عنوان ابرهای ((تیره مظاهر ظنون و اوهام )) یاد می کند که مانع تابش

 ((آفتاب عدل )) بر افق ایران اند !! .

(7) : ر.ک،حکم نافذ آقا نجفی ، دکتر موسی نجفی ، ص 165-177 مائده اسمانی ، عبدالحمید

 اشراق خاوری ،9/32-33.  (8) : تاریخ جامع بهائیت (نوماسونی ) ، ص512-513  (8) : ماخذ

 پیشگفته ص 475.

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 23:58 توسط احمد رضا |

انتظار داشتیم که بعضی از خوانندگان بهائی این وبلاگ به سئوالات اساسی  و

 

مهمی که از تشکیلات و جامعه بهائیت کرده بودند پاسخ منطقی و مستدل بدهند

 

 نه تنها در این مدت نسبتا طولانی پاسخی دریافت نشده بلکه یکی از پیروان این

 

مکتب در پاسخ فحشنامه ای به این شرح ارسال نموده است .

 

""متاسفانه اكثر مسلماناني كه بر عليه بهائيان مينويسند از دين بهائي هيچ اطلاعي ندارند. چون اينها بجز

تبليغات ضد بهائي و تهمت هاي نارواي وارد شده چيز ديگري نخوانده اند. يكي از دلايل اين پيش قضاوت ها

ميتواند اين باشد، كه در عرض مدت بيش از هزار سال، تفسير ها ومراسم بوجود امده بوسيله روحانيون،

جايگزين دين مبين اسلام شده و مثل ابري ، حقيقت اين دين مقدس را احاطه كرده و همه را از ديدن حقيقت

ان محروم كرده است چه رسد به حقانيت دين بهائي. طوريكه از دين اسلام فقط نوحه خواني، روضه خواني،

 گريه كردن، تازيه، سينه زني، قمه زني ، زنجيرزني، تهمت زدن و ريش بلند، چيز ديگري باقي نمانده است.""

 

من مجددا یکی از همان سوالات را در اینجا تکرار نموده و قضاوت را به عهده

 

 خوانندگان می گذارم تا مشاهده کنند که آیااین سوال غیر منطقی و غیراصولی

 

است ؟؟!

 

و آن اینست :

 

چرا تشکیلات بهائیت از چاپ مجدد کتابهای میرزا علی محمد باب که این قدر در

 

 نزد بهائیان مقدس می باشد خودداری می کند .

 

البته برای بسیاری از محققین پاسخ این سوال چندان مشکل نیست .

 

شاید علت اصلی این باشد که بحدی مطالب خرافاتی غیر علمی ، غیر ادبی و

 

 حتی خنده دار در این کتب موجود است ، که تشکیلات بهائیت خجالت می کشد

 

 آنرا به دیگران عرضه نمایید .

+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 17:32 توسط احمد رضا |