یکی از دوستان عزیز بهائی مطلبی را به شرح ذیل در نظرات وبلاگ وارد نموده :
با عرض سلام و درود خدمت شما.
دوستان عزیز که این وب لاگ را ساخته اید. من یک فرد بهایی هستم.تمامی مطالب شما را خواندم. نکته ای که باید خدمت شما عرض نمیم این است که از لوازم یک تحقیق و نظر دهی بی طرفانه این است که فرد از قبل جهت گیری ننموده باشد. در بالای وبلاگ شما اولا شما امر بهایی را یک فرقه خوانده اید سپس به صورت توهین آمیز به آن لقب گمراه داده اید.
بالفرض که شما می خواهید فردی را به منهج قویم و صراط مستقیم راهنمایی کنید. آیا باید با توهین و تحقیر نسبت به عقیده طرف مقابل آغاز نمایید.
آیا شما تا آن حد بالا رفته اید که به جای خداوند در مورد بندگان خدا قضاوت می کنید.
در مورد شریعت انور اسلام و حتی آیه های قرآن کریم کسانی که اسلام را قبول ندارند به صورت توهین آمیز صحبت می کنند در قرآن بسیاری از موارد وجود دارد که با عقل ظاهر بشری قابل توجیه نیست آیا این دلیل بر عدم حقانیت اسلام است. لا والله.احب الاشیا’ عندی الانصاف. پس تقاضامندم لحن خود را دوستانه کنید قضاوت ننماید به عقاید مااحترام بگذارید از الفاظ توهین آمیز نسبت به مقدسات ما استفاده نکنید. تا آن وقت مثل دو انسان باهم به گفتگو بنشینیم و از نظرات یکدیگر بهرمند شویم.
والاسلام علی من اتبع الحق بالحق.
با سپاس فراوان جواد رضویان
احتراما برای نشان دادن حسن نیت و برای دعوت از این دوست عزیز و گرامی برای شرکت در یک گفتگوی مفید و به دور از هرگونه بی ادبی و کاملا منطقی عنوان مربوطه اصلاح گردید امید است که ازاین پس شاهدارائه نظرات ایشان باشیم . وبدینوسیله از ایشان و سایر بهائیان عزیز دعوت می تمایم که بیایند و نظرات خود را بگویند و دفاعیات خود را ارائه نمایند بهر حال حتما ایشان هم مطالبی برای گفتن دارند قسمت نظرات این وبلاگ بدون هیچ گونه سانسوری اماده دریافت بیانات همه بهائیان عزیز و گرامی می باشد .

| |||||
|
هژبر یزدانی یک گاودار سنگسری بود که با حمایت سرلشکر ایادی _ همشهری
او و پزشک ویژه شاه _ و دیگر بهائیان توانست به یکی از مهم ترین چهره
های اقتصادی دوران پهلوی تبدیل شود. بسیاری نظرشان بر این بود که وی در
واقع به نمایندگی از بهائیان فعالیت اقتصادی می کرد و چهره ای پوششی بود
که در پشت آن جامعه بهایی پنهان شده و فعالیت های اقتصادی داشت. این
فعالیت ها چندان پردامنه بود که بعید می نمود یک نفر آن هم چهره ای عادی
مثل یزدانی بتواند به چنین موقعیتی دست یابد مگر آن که از حمایت قاطع و
پشت پرده ای برخوردار باشد.
اسنادی که در این پرونده آمده است گواهی است بر بخشی از زدوبندهای وی
برای گرفتن امکانات و اعتبارات مالی بیشتر. وی هر گاه به مشکل برخورد
می کرد با اعمال نفوذ از سوی سرلشگر ایادی و همین طور نصیری که
یکی را پدرخودش و دیگری را برادرش می نامید، موانع را از سر راه بر
می داشت. حتی یکبار موفق شد یکی از مخالفانش را به گونه ای زیرکانه
در اتاق عمل، با قطع استفاده از اکسیژن به قتل برساند.
نفوذ هژبر در دستگاه اقتصادی پهلوی یکی از اتهامات رایج سلطنت پهلوی
را که حمایت از بهائیان بود ثابت می کرد. این امر تا به آنجا پیش رفت که
مردم طی دوران انقلاب به برخی از بانکها که خبر از نفوذ یزدانی در آنها
داشتند حمله کرده و این اقدامات را به سبب مبارزه با بهائیت می دانستند.